خاطراتی کوتاه – بسیجی شهید اباذر جودت

0 0
Read Time:۳۶ Second

طلبه بود و مسئول تبلیغات گردان جدا از کارهای مختلف فرهنگی, نماز جماعت, دعای کمیل, و راه اندازی دسته جات عزاداری همراه با گروهی می رفتند برای سخنرانی در روستاهای اطراف گیلانغرب مردم این روستاها در فقر فرهنگی زندگی شدیدی بودند و نیاز بود در کنار همه فعالیت ها به شبهاتی جواب داده شود که دشمن در بین اهالی مناطق درگیری جنگ پخش می کرد ان روز سر راه گروه تیر بارچی عراقی کمین کرده بود و خیلی تلفات گرفته بود اباذر چنان شجاععتی از خودش نشان داد که هیچ کس انتظارش رو نداشت تیر بار دشمن را خاموش کرد اما خودش هم به شدت زخمی گردید و در بین راه شهید شد

خاطراتی کوتاه از شهدای منطقه مارالان تبریز

Happy
Happy
۰ %
Sad
Sad
۰ %
Excited
Excited
۰ %
Sleepy
Sleepy
۰ %
Angry
Angry
۰ %
Surprise
Surprise
۰ %