خاطراتی کوتاه – بسیجی شهید مجید رستمی

0 0
Read Time:۲۶ Second

نماز را که شروع کردند باران گلوله توپ و خمپاره شدت گرفت خودش اصرار کرده بود در گردان خط شکن باشد و حال بعد از سه روز متوالی نای حرکت نداشتند با این حال سریع شروع کرده بودند به نماز تا بعد نیروهای باقی مانده را ساز ماندهی کنند دیده ای کسی در حال سجده ذکر یا ابوالفضل بگوید مجید گفته بود و همانطور سر به سجده بی حرکت مانده بود خیلی ها گفتند که مجید ارزو داشت در سجده شهید شود

خاطراتی کوتاه از شهدای منطقه مارالان تبریز

Happy
Happy
۰ %
Sad
Sad
۰ %
Excited
Excited
۰ %
Sleepy
Sleepy
۰ %
Angry
Angry
۰ %
Surprise
Surprise
۰ %