خاطراتی کوتاه – دانشجوی بسیجی شهید حسین رضاپور

0 0
Read Time:۳۱ Second

دلش با جبهه و شهادت بود اما اینجا مهم تر بود بعد از دستکار شناسنامه و چند بار رفتن به جبهه از او خواسته بودند در خط تولید مهمات که در دانشکده فنی دانشگاه تبریز ایجاد شده بود فعالیت کند دانشجوی رشته نقشه برداری بود وشبانه روز همراه دیگر دانشجویان با استعداد کار می کرد برق که رفت همه کارگاه رفتند نماز, نماز عجیبی بود ساعت ۱۰ شب بود برق امد و گارکاه شروع به کار کرد بعث نیم ساعت با بمباران هواپیماهای عراقی همراه با بیست نفر دیگر همانجایی رفت که دلش انجا بود

خاطراتی کوتاه از شهدای منطقه مارالان تبریز

Happy
Happy
۰ %
Sad
Sad
۰ %
Excited
Excited
۰ %
Sleepy
Sleepy
۰ %
Angry
Angry
۰ %
Surprise
Surprise
۰ %