خاطراتی کوتاه – سردار شهید علی تجلایی

0 0
Read Time:۴۲ Second

علی عاشق شهادت بود این را همه می دانستند ولی بعد از شهادت برادرش مهدی در این باره چیزی نمی گفت رعایت مادرش را می کرد اما وقتی مادرش خواست به حج برود هنگام بدرقه گفت دعا کن من هم مثل مهدی شهید بشوم بعدها از مادرش پرسیدم شما برای علی دعا کردید مادرش گفت وقتی علی این خواسته را از من کرد خیلی از شهادت مهدی نمی گذشت نمی خواستم علی هم شهید بشود در تمام طول سفر حج هر جا رفتم احساس کردم مهدی هم کنار من است برای همین در حال طواف از ته دل ارزو کردم خدایا علی را هم به مقام مهدی برسان چون وقتی فرزند یک مادرشهید می شود از دستش نمی دهد انها همیشه با مادرشان هستند همان لحظه که دعا می کردم فهمیدم که دعا مستجاب شد

خاطراتی کوتاه از شهدای منطقه مارالان تبریز

Happy
Happy
۰ %
Sad
Sad
۰ %
Excited
Excited
۰ %
Sleepy
Sleepy
۰ %
Angry
Angry
۰ %
Surprise
Surprise
۰ %