خاطراتی کوتاه – سرلشگر شهید اصغر صدری نوشاد

0 0
Read Time:۲۷ Second

برای گذراندن دوره اموزشی رفته بود امریکا ماه رمضان بود در برابر برنامه سفت و سخت غذایی اموزشگاه مقاومت کرده بود و روزه اش را گرفته بود هر روز دو سه پرواز انجام میداد چه حالی می کرد با عشق امام با پیراهن امده بپد گفتم هوا سرد است چرا کاپشن نپوشیده ای گفت سر راه دیدم کسی نشسته و می لرزه دادم به او- ۴۷ روز اول جنگ را ۹۳ بار پرواز کرده بود پرواز اخر رفت و اسمانی شد

خاطراتی کوتاه از شهدای منطقه مارالان تبریز

Happy
Happy
۰ %
Sad
Sad
۰ %
Excited
Excited
۰ %
Sleepy
Sleepy
۰ %
Angry
Angry
۰ %
Surprise
Surprise
۰ %