خاطراتی کوتاه – غواص بسیجی شهید صمد زاده نوجه ده

0 0
Read Time:۲۴ Second

اولین بار که رفت جبهه اصرار داشت در واحد تخریب کار کند وقتی علت را پرسیدم گفت وقتی قرار است رزمندگان به شوق زیارت کربلا پیش بروند چه لذتی دارد که باز کننده را تو باشی من می خواهم جاده باز کن راه کربلا باشم حالا با دست نشد با تن و بدن خدا را چه دیده ای شاید برای اینکه پل عبور عاشقان سید الشهدا باشم خدا از تمام گناهانم بگذرد

خاطراتی کوتاه از شهدای منطقه مارالان تبریز

Happy
Happy
۰ %
Sad
Sad
۰ %
Excited
Excited
۰ %
Sleepy
Sleepy
۰ %
Angry
Angry
۰ %
Surprise
Surprise
۰ %