خاطراتی کوتاه – غواص بسیجی شهید محمد شمس

2 0
Read Time:۳۱ Second

بار اول در پاسگاه زید دیده بودمش از نیروهای اطلاعات و عملیات بود شناسایی در منطقه زید خیلی سخت بود و وقتی بر می گشتیم نشسته خوابمان می برد اما او و یکی از دوستانش تازه نوبت مناجاتشان شروع می شد نفری یک پتو بر می داشتند و ار چادر می زدند بیرون هر شب تا صبح کارشان همین بود یکی یکی پیکر مطهر غواصان شهید را جمع می کردیم که رسیدیم به او لباس غواصی اش گیر کرده بود به موانع خورشیدی کنار اب وبدنش توی اب بالا و پایین می رفت چهره اش ارامش عجیبی داشت

خاطراتی کوتاه از شهدای منطقه مارالان تبریز

Happy
Happy
۰ %
Sad
Sad
۰ %
Excited
Excited
۰ %
Sleepy
Sleepy
۰ %
Angry
Angry
۰ %
Surprise
Surprise
۰ %