خاطراتی کوتاه – فرمانده شهید سردار محمود اورنگی

عملیات بیت المقدس ازادی خرمشهر در خط مستقر شده بودیم اذان مغرب که شد پاتکهای دشمن شروع شد فرمانده گروهان ما بود توجهی به تیراندازی ها نکرد و شرپع کرد به نماز خواندن خمپاره های دشمن از هر طرف می بارید اطرافش هی انفجار پشت انفجار اما اپ حتی تکانی هم نمیخورد نمازش که تمام شد توکل ما به خدا چند برابر شده بود

خاطراتی کوتاه از شهدای منطقه مارالان تبریز