خاطراتی کوتاه – فرمانده شهید سردار مصظفی پیشقدم

0 0
Read Time:۲۶ Second

در عملیات والفجر ۸ از ناحیه پا زخمی شده بود و عصب پایش اسیب دیده بود خیلی وقتها پایش بی حس می شد یکبار که تکیه داده بود به موتور سیکلت اگزوز موتپر قسمتی از پایش را سوزانده بود اخرین باری که میخواست برود جبهه هنگام خدا حافظی خواستم اورا ببوسم ولی او بی اختیار به طرف دوستش چرخید و لبهای من به پشت گردنش خورد ، پیکرش را که اوردند دیدم ترکش درست خورده به همان جایی که بوسیده بودمش

خاطراتی کوتاه از شهدای منطقه مارالان تبریز

Happy
Happy
۰ %
Sad
Sad
۰ %
Excited
Excited
۰ %
Sleepy
Sleepy
۰ %
Angry
Angry
۰ %
Surprise
Surprise
۰ %