خاطراتی کوتاه – پاسدار شهید داوود ساعدی

0 0
Read Time:۲۲ Second

هنوز مشغول تحصیل بود که رفت و در سپاه ثبت نام کرد روزها می رفت مدرسه و از ظهرها تا شب سپاه بود اوایل جنگ بود و لباس های سبز سپاه تازگی داشت نوروز ان سال هرچه کردیم کت وشلوار نویی که برایش خریده بودیم نپوشید گفت خیلی ها پول ندارند لباس نو بخرند ولی ما می دانستیم که عشق پوشیدن لباس سپاه هم بی تاثیر نیست

خاطراتی کوتاه از شهدای منطقه مارالان تبریز

Happy
Happy
۰ %
Sad
Sad
۰ %
Excited
Excited
۰ %
Sleepy
Sleepy
۰ %
Angry
Angry
۰ %
Surprise
Surprise
۰ %