خاطراتی کوتاه – پاسدار شهید محمد رضا آقاسی جاوید

0 0
Read Time:۲۶ Second

سال ۵۸ وقتی قلب امام مریض شده بود دنیا روی سرش خراب شد شبها دعا می کرد و روزها روزه می گرفت سوار ماشین شد تا به مدرسه برود پیام امام از رادیو پخش می شد به مدرسه رسید امام پیام امام هنوز تموم نشده بود به راننده گفت کرایه را هر چه بخواهی می دهم اجازه بده پیام امام را تا اخر گوش کنم راننده ماشین را پارک کرد و گفت پول نمی خواهد با هم گوش می کنیم

خاطراتی کوتاه از شهدای منطقه مارالان تبریز

Happy
Happy
۰ %
Sad
Sad
۰ %
Excited
Excited
۰ %
Sleepy
Sleepy
۰ %
Angry
Angry
۰ %
Surprise
Surprise
۰ %