خاطراتی کوتاه – پاسدار شهید ناصر جعفری آذر

0 0
Read Time:۱۶ Second

شب عملیات غرق در افکار خویش بود گفتم کجایی داداش گفت دو تا ارزو دارم که اگر یکی از انها هم براورده شود راضیم یکی دیدار روح الله دومی رسیدن به لقاء الله خوشحال بودم که ان شب حداقل به یکی از ارزوهایش لقاء الله بود رسید

خاطراتی کوتاه از شهدای منطقه مارالان تبریز

Happy
Happy
۰ %
Sad
Sad
۰ %
Excited
Excited
۰ %
Sleepy
Sleepy
۰ %
Angry
Angry
۰ %
Surprise
Surprise
۰ %